یادداشتهای گربه شماره76
می خوام برم
کاش می شد برم.برم یه جای دور!خیلی دور!
جایی که کسی ندونه من کجام.
جایی که هیچی از موش ها نشنوم.
جایی که....
می خوام بزارم برم.برم جایی که هیچ گذشته ای نداشته
باشم.مغزم می خواد متلاشی بشه.
لعنت به شما.من نمی تونم مثل شما باشم.
مثل شما فکر کنم؛مثل شما حرف بزنم؛مثل شما قضاوت کنم
و توجیه بشم.من از جنس شما نیستم.
چقدر بین شما عوضی ها غریبه بودم.
چقدر برام غیرقابل تحمل و تهوع آور بودین.
چقدر دیدن شما حالم رو بد می کرد.
شما موش های نکبت!
پایان یادداشت شماره76
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 17:19  توسط پیشی جون
|