تبليغاتX
گربه سگ - یادداشتهای گربه شماره 67

گربه سگ

یادداشتهای گربه شماره 67

عنوان ندارد!

سیگار لعنتی لای انگشتانم خاکستر شد بی آنکه حتی یک پک

به آن زده باشم.خیره شدم به موجها.باد موهایم را پریشان کرده.

یک سگ سیاه زشت آن اطراف پرسه می زند.رویم را از او

بر می گردانم.روی ماسه ها نام خودم را می نویسم.نام ترا

هم می نویسم.یک قلب بزرگ می کشم.یاد روزهایی می افتم

که توی همین ساحل قلعه های ماسه ای می ساختم.

آن روزها بلد نبودم اسم خودم را بنویسم.

قلب هم نمی توانسنم بکشم.

فقط قلعه های ماسه ای می ساختم.

همین طور که قدم می زنم به جای پایم روی ماسه های

خیس نگاه می کنم.می روم زانو می زنم روی ویرانه های

ویلا.اگر مثل تو احساساتی بودم حتماً گریه می کردم.

افسوس!افسوس که هرگز چنین چیزهایی مرا به گریه

نمی اندازد.

تو می دانی اهل پرحرفی نیستم.می دانی اهل تعریف خاطره های

قدیمی نیستم.حاشیه می روم تا از موضوع اصلی خارج شوم.

پایان یادداشت شماره 67

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 8:13  توسط پیشی جون  |